در این مقاله به رمزگشایی پایان سریال کره ای قصر شرقی (The East Palace) خواهیم پرداخت. برای یک سریال 8 قسمتی، «قصر شرقی» حجم قابلتوجهی از داستان را در خود جای داده است. این سریال نتفلیکس در نسخهای خیالی از کره در دوران سلسله چوسان روایت میشود؛ جایی که مرز میان دنیای انسانها و دنیای ارواح قابل عبور است.
در چنین فضای پرمخاطرهای، خاندان سلطنتی پادشاهی با نفرینی ۳۰ ساله گرفتار شدهاند که نسل جانشینی تاجوتخت را هدف قرار داده است. وقتی جان آخرین پسر زندهماندهاش در معرض خطر قرار میگیرد، پادشاه جو سانگ (با بازی چو سونگ وو) شکارچی ارواح، گو چون (نام جو هیوک) را فرا میخواند تا این نفرین را در این کیدراما پرهزینه که دسیسههای دربار را با رازهای ماورایی ترکیب کرده است، بشکند.

گو چون در این مأموریت با سِنگ گانگ (رو یون سو) همراه میشود؛ دختر پادشاه جو سانگ که در کودکی به دلیل توانایی شنیدن صداهای ارواح از قصر تبعید شده بود. در حالی که گو چون و سِنگ گانگ به فرمان سلطنتی پادشاه جو سانگ مجبور به ماندن در قصر هستند، سِنگ گانگ مشتاق بازگشت به خانه و خانواده سابقش است تا انتقام قتل مادرش را که سالها پیش رخ داده بگیرد. این دو ناخواسته به یک تیم تبدیل میشوند، اما خیلی زود در جریان مقابله با شرارتها چه انسانی و چه روحی به یکدیگر نزدیک میشوند؛ در تلاشی برای نجات پادشاهی، خاندان سلطنتی و یکدیگر.
رمزگشایی پایان سریال کره ای قصر شرقی
هشدار: بخشهای زیر حاوی اسپویل داستان سریال قصر شرقی هستند.
توضیح ارواح و موجودات فراطبیعی سریال کره ای قصر شرقی
جهانسازی غنی که در سریال کره ای قصر شرقی شکل گرفته، بدون شک یکی از قویترین عناصر این سریال کره ای محسوب میشود. نویسندگان، کوان سو را و سو جه وون، همان تیم سازنده پشت آثار «مهمان» (The Guest) و «بولگاسال: ارواح جاودان» (Bulgasal: Immortal Souls)، برای ساخت دنیای «قصر شرقی» از سنتهای شمنی کرهای الهام گرفتهاند.
در افسانههای کرهای، ارواح با نام «گویشین» (gwi-shin) شناخته میشوند. در دنیای «قصر شرقی»، «گویمِه» (gwi-mae) ارواح افرادی هستند که با پشیمانیهای حلنشده از دنیا رفتهاند و همین موضوع آنها را به دنیای انسانها پیوند داده است. «وونگوی» (won-gwi) ارواح کسانی هستند که با کینهای بزرگ مردهاند و به دنبال انتقام هستند. «آکگوی» (ak-gwi)، که گو چون از تبدیل شدن به آن میترسد، روحی است که انسانها را کشته و با انجام این کار، هرچه بیشتر فاسد و تباه شده است.

سریال کره ای قصر شرقی همچنین موجوداتی به نام «گومِکسالی» (ggeomeoksali) را نیز در خود جای داده است؛ ارواحی که انرژی «یانگ» موجودات زنده را تخلیه میکنند. گو چون که فاقد انرژی یانگ است، از گومِکسالیها هراس دارد، اما در طول حضورش در قصر، بهطور اتفاقی با یکی از آنها دوست میشود. این موجود کوچک و دستوپاچلفتی در دنیای انسانها، در دنیای ارواح به موجودی بزرگ و ترسناک تبدیل میشود.
این عناصر به لطف کارگردانی چوی جونگ کیو، که پیشتر ساخت تریلر آخرالزمانی «قاضی شیطان» (The Devil Judge) را بر عهده داشت، جان گرفتهاند.
کارگردان چوی میگوید: «وقتی در حال خلق موجودات بودیم، میخواستیم مطمئن شویم که آنها چیزی باشند که بهصورت غریزی قابل درک باشند و شما همان لحظهای که آنها را میبینید، متوجه شوید با چه چیزی روبهرو هستید. آنها بر اساس افسانههای عامیانه ساخته شدهاند، بنابراین ویژگیهای متمایز خودشان را دارند، اما میخواستیم آنها را به شکلی بازآفرینی کنیم که با فیلمنامه و سریال ما هماهنگ باشد.»
توضیح قلمرو گویها در سریال کره ای قصر شرقی
بخش زیادی از اتفاقات سریال کره ای قصر شرقی در قلمرو گویها (Realm of the Gwi) رخ میدهد؛ دنیایی آینهای شبیه به «دنیای وارونه» (The Upside Down) که ارواح در آن زندگی میکنند. گو چون قادر است بهصورت فیزیکی وارد قلمرو گویها شود تا موجودات فراطبیعی را که در دنیای انسانها آشوب به پا کردهاند، به دام بیندازد، با آنها مبارزه کند و نابودشان سازد.
کارگردان چوی برای متمایز کردن دنیای گویها از دنیای انسانها، این جهان آینهای را با هالهای نارنجیرنگ به تصویر کشیده است. او میگوید که در ابتدا از وظیفه ساخت این قلمرو «کاملاً مرعوب شده بود»، اما آن را «چالشی سرگرمکننده» میدانست.

بسیاری از کارگردانان برای ساخت دنیاهای فرازمینی به جلوههای کامپیوتری (CGI) متکی هستند، اما چوی اشاره میکند که هنگام خلق قلمرو گویها، جلوههای بصری تنها حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از نسخه نهایی را تشکیل دادهاند.
او میگوید: «سعی کردم تا جایی که میتوانستم از طراحی صحنه استفاده کنم؛ برای مثال، ما یک دکور برای دنیای واقعی و یک دکور دیگر برای قلمرو گویها میساختیم.»
نتیجه نهایی روی پرده، جهانی است که از نظر بصری کاملاً متمایز به نظر میرسد، اما همچنان بر پایه منطق و پیامدهای واقعی احساس میشود.
روح برکه چه کسی است؟
در آغاز سریال کره ای قصر شرقی، دربار تصور میکند که مرگ اخیر ولیعهد نتیجه همان نفرین سلطنتی ۳۰ ساله است. زمانی که این نفرین آغاز شد، یکی از ندیمههای دربار که مورد علاقه پادشاه وقت بود، به اتهام داشتن رابطه با یک نگهبان سلطنتی و باردار شدن از او اعدام شد. کسی که این شایعه را منتشر کرد، ملکه مادر فعلی، زنی بسیار حساس نسبت به جایگاه و مقام اجتماعی (جانگ یونگ نام از «سئول نانوشته ما»)، بود که از این ایده که همسرش بخواهد یک خدمتکار پست را به عنوان صیغه خود انتخاب کند، خشمگین شده بود.
پیش از مرگ، آن ندیمه دربار سوگند خورد که به عنوان یک «وونگوی» (won-gwi)، از خاندان سلطنتی به خاطر مرگ خودش و فرزند به دنیا نیامدهاش انتقام بگیرد. اندکی بعد، شاهزادگان سلطنتی یکی پس از دیگری شروع به مردن کردند و در نتیجه، جو سانگ تنها پسر زندهمانده پادشاه وقت و وارث بعدی تاجوتخت شد.
چه کسی واقعا خاندان سلطنتی را نفرین کرد؟
داستان نفرین خاندان سلطنتی توسط بانو چوی سوکبین (هوانگ یونگ هی)، مادر پادشاه فعلی و مادربزرگ محبوب سِنگ گانگ، طراحی شده بود. وقتی بانو چوی شاهد سوگند انتقام ندیمه محبوب در روز اعدامش بود، فرصتی دید تا جایگاه پسرش برای رسیدن به تاجوتخت را تضمین کند. او برادران بزرگتر پسرش را که فرزندان ملکه مادر بودند، مسموم کرد و مرگ آنها را به گردن روح انتقامجوی آن ندیمه محبوب انداخت.
سِنگ گانگ که مادربزرگش را یکی از معدود افرادی در دربار میدانست که واقعاً میتواند به او اعتماد کند، با آشکار شدن حقیقت و همچنین فهمیدن اینکه هم مادر و هم پدرش از اقدامات مادربزرگش آگاه بودهاند، بهشدت دچار فروپاشی میشود.
رو یون سو به نتفلیکس گفت:
«مادربزرگ [سِنگ گانگ] تنها منبع حمایت او بود، و وقتی مشخص میشود که آن مادربزرگ نهتنها یک خائن، بلکه به نوعی ریشه اصلی همه چیز بوده است… فکر نمیکنم بتوانم حتی تصور کنم که سِنگ گانگ چه احساسی داشته است. این باعث شد فکر کنم که یک انسان تا چه اندازه میتواند [فاسد شود] و این سقوط تا کجا میتواند پیش برود. و [برای شوک بیشتر، وقتی او متوجه میشود که] مادرش تمام این مدت در کنار مادربزرگ بوده است.»
چه کسی مادر سِنگ گانگ را کشت؟
مادر سِنگ گانگ فقط از قتلهای بانو چوی خبر نداشت؛ او در انجام آنها نیز کمک کرده بود. او به عنوان یک ندیمه دربار، قدرت زیادی برای رد کردن درخواستهای بانو چوی نداشت. در نهایت، مادر سِنگ گانگ به صیغه پادشاه جو سانگ تبدیل شد و سِنگ گانگ به دنیا آمد.

بعدها، زمانی که سِنگ گانگ و مادرش برای پنهان کردن توانایی شنیدن ارواح توسط سِنگ گانگ، قصر را ترک میکنند، مادر او با خوراکیهایی که از قصر فرستاده شدهاند، مسموم میشود. اگرچه سِنگ گانگ گمان میکند این کار ملکه مادر بوده است، اما در حقیقت این مادربزرگ خود سِنگ گانگ بود که مادر او را مسموم کرد تا مطمئن شود آن صیغه هرگز نمیتواند نقشهای را که باعث به قدرت رسیدن پادشاه جو سانگ شده بود، فاش کند.
چه کسی شاهزادگان را میکشد؟
سریال کره ای قصر شرقی با مراسم خاکسپاریای آغاز میشود که بسیاری از اتفاقات سریال را رقم میزند. ولیعهد (کواک دونگ یون)، پسر بزرگسال پادشاه جو سانگ و وارث بعدی تاجوتخت، بر اثر یک مسمومیت مرموز دیگر جان خود را از دست داده است. این اتفاق باعث میشود پادشاه تنها یک پسر زنده به نام شاهزاده یونگان داشته باشد؛ اما او نیز خیلی زود نشانههایی از خطر مرگبار را نشان میدهد و در میانه سریال جان میبازد.
وقتی گو چون و سِنگ گانگ روح برکه را از بین میبرند و «نفرین» همچنان ادامه پیدا میکند، مشخص میشود که فرد یا نیروی دیگری پشت قتلهای اخیر قرار دارد.

ولیعهد فقید، کسی که مرگش آغازگر سریال است، عامل مرگ برادر کوچکترش و همچنین مرگ دو برادر بزرگترش بوده است؛ مرگهایی که پیش از شروع داستان سریال اتفاق افتادهاند. ولیعهد که مانند خواهر ناتنیاش سِنگ گانگ و پدرشان توانایی شنیدن ارواح را دارد ــ از چگونگی به قدرت رسیدن پدرش مطلع میشود. او الهام میگیرد تا همان کار را تکرار کند و برادرانی را که پیش از او در صف جانشینی تاجوتخت قرار دارند، به قتل برساند.
وقتی پادشاه جو سانگ از اقدامات پسر خودش باخبر میشود، او را میکشد تا اجازه ندهد به تاجوتخت برسد. ولیعهد به یک «آکگوی» تبدیل میشود و شروع به کشتن باقی اعضای خاندان سلطنتی میکند.
بهطرز طعنهآمیزی، اقدامات پادشاه جو سانگ و مادرش باعث شده بود یک نفرین واقعی سلطنتی شکل بگیرد.
رو یون سو به نتفلیکس گفت:
«از میان خواسته یک نفر برای اینکه پسر خودش را به تخت سلطنت برساند، او آن زنجیره اتفاقات را آغاز کرد… و همه را کشت. بنابراین در واقع، طمع انسانها منشأ [این نفرین] بود.»
گو چون ولیعهد را از بین میبرد
در آستانه قسمت پایانی سریال، طاعونی در قصر و سراسر پادشاهی شیوع پیدا کرده است؛ نیروی این طاعون از خشم ولیعهد کشتهشده و «وونگوی» روستاییانی که پادشاه جو سانگ در تلاش برای مهار طاعون قتلعام کرده بود، سرچشمه میگیرد. گو چون باید به قلمرو گویها سفر کند تا «آکگوی»ای را که ولیعهد به آن تبدیل شده است، برای همیشه نابود کند.
در حالی که گو چون و سِنگ گانگ خود را برای سفر گو چون به دنیای آینهای آماده میکنند، سِنگ گانگ صدای روحی را میشنود که اعلام میکند گو چون همان شب خواهد مرد.

سِنگ گانگ که ناامیدانه تلاش میکند گو چون را در امان نگه دارد، به او دارو میدهد و خودش وارد قلمرو گویها میشود تا با برادر ناتنیاش روبهرو شود. او تقریباً موفق میشود او را شکست دهد، اما ولیعهد کنترل مبارزه را به دست میگیرد و جان سِنگ گانگ در آستانه خطر قرار میگیرد.
در همین زمان، گو چون از خواب بیهوشی ناشی از دارو بیدار میشود و به قلمرو گویها میرود. او که نگران جان سِنگ گانگ است، با «گویمِه نخستین» (Primordial Gwi-mae) معاملهای میکند: او در ازای دریافت سلاحی که قادر به کشتن یک آکگوی است، خودش را به قلمرو گویها زنجیر خواهد کرد.
کارگردان چوی میگوید: «فکر میکردم گویمِه نخستین، مانند مرکز تمام اتفاقات شرورانهای است که رخ دادهاند.»
گو چون در سواحل سنگی جزیرهای وهمآلود با این موجود عظیم و بیچهره که شکلی شبیه یک روح دارد، روبهرو میشود. از نظر چوی، این موجود خداگونه منبع آشوبهای قصر است.
او میگوید: «فکر کردم در اعماق وجود، زیر تمام لایههای همه گویها، شاید گویمِه نخستین وجود داشته باشد؛ چیزی که مانند ریشه تمام خواستهها و تاریکیهایی است که انسانها در وجود خود دارند. چون قصرها معمولاً درباره خواستهها، تاریکیها و مبارزه میان انسانها هستند، فکر کردم شاید به این دلیل که گویمِه نخستین در لایه زیرین آن مکان وجود دارد، به همین دلیل است که قصر شکل گرفته است.»
مبارزه بعدی میان گو چون و ولیعهد، اوج حماسی سریال است و فیلمبرداری آن حدود هفت روز طول کشیده است.
کارگردان چوی میگوید:
«برای نشان دادن اینکه این رویارویی فضای متفاوتی دارد، اما از آنجا که این آخرین صحنه اکشن سریال است، میخواستم به روش سنتی پیش بروم و مطمئن شوم که این یک صحنه مبارزه بسیار مستقیم و کاملاً قابل درک باشد.»
این نبرد شمشیری به سبک ووشیا (Wuxia) از منطق جاذبهگریز قلمرو گویها استفاده میکند؛ جایی که ولیعهد و گو چون در میان خرابههای از هم گسیخته حیاط آینهای، در هوا پرواز میکنند و بارها و بارها با یکدیگر روبهرو میشوند.
در همین حال، در دنیای انسانها، پادشاه جو سانگ در حیاط قصر خودش مسئولیت قتلعام روستاییان را میپذیرد و با ارواحی که به آنها ظلم کرده بود، سخن میگوید. این اقدام خشم وونگویهایی را که ولیعهد از آنها برای افزایش قدرت خود استفاده میکرد، فروکش میکند و به گو چون اجازه میدهد برتری را به دست آورد.
او شمشیرش را در بدن ولیعهد فرو میکند و روح او را نابود میسازد. این کار گو چون را به یک آکگوی تبدیل میکند، اما او با انتخابی که کرده است به آرامش رسیده است.

گو چون موفق میشود سِنگ گانگ را به دنیای انسانها بازگرداند، اما اندکی بعد به حالت کما فرو میرود. او روزها بیهوش میماند، اما سِنگ گانگ از او ناامید نمیشود.
پس از بیدار شدن، پادشاه جو سانگ به گو چون آزادی ترک قصر را میدهد. گو چون و سِنگ گانگ در حالی که دوست گومِکسالیشان در کنارشان است، با هم قصر را ترک میکنند.
اگرچه سِنگ گانگ نمیتواند آن را ببیند، گو چون همچنان پس از معاملهاش با گویمِه نخستین، به قلمرو گویها زنجیر شده است. اما فعلاً میتواند در دنیای انسانها پرسه بزند.
نام جو هیوک در مصاحبهای با نتفلیکس مطرح کرد:
«[از آنجا که] سِنگ گانگ زنجیر نشده است، شاید فقط [گو چون] روزی دوباره به آنجا کشیده شود؟»
رو یون سو اضافه کرد:
«اما ما سه نفر یک مجموعه هستیم، بنابراین [اگر قرار باشد این اتفاق بیفتد،] همه با هم کشیده خواهیم شد.»
اما فعلا، احتمالا هر سه آنها میتوانند کمی از ماجراجویی فاصله بگیرند.
کارگردان چوی که میخواست «در پایان سریال کمی امید باقی بگذارد»، در صورتی که فرصتی وجود داشته باشد، علاقهمند است دوباره به این دنیا بازگردد.
او میگوید:
«من هنوز فکر میکنم که در قصر تغییر چندانی رخ نداده است. ما خطرها را از بین بردهایم، اما میدانید، پادشاه هنوز آنجاست.»
*پایان مقاله، منبع: مجله Time



خیلی خوب بود ممنون
من تازه وقتی این مقاله رو خوندم فهمیدم چرا یهو سنگ کانگ با مامان بزرگش بد شد
خسته نباشی ادمین چیزی راجب ساخت فصل دوم گفتن و اینکه بازخورد خود کره ای ها خوب بوده که فصل دو ساخته بشه ؟
عاالی بود
عالییی.دمتون گرم👏👏👏